|

طراحی معماری

شناخت و گردآوری اطلاعات

مرحله اول در طراحی معماری، شناخت پروژه می باشد. در این مرحله، با جمع آوری اطلاعات میدانی و بررسی موقعیت ساختگاه پروژه، داده ها و آمار موجود، مقررات و ضوابط ملی ومنطقه ای و دریافت نظرات و نیازهای کارفرما، دور نمایی از چگونگی پروژه بدست می آید.

از جمله خدماتی که در مرحله مطالعات اولیه توسط این مهندسان مشاور قابل ارائه می باشد؛ مطالعات امکان سنجی و تحلیل میزان موفقیت پروژه با توجه به نیاز بازار است. بررسی داده های ناشی از این مطالعات کمک شایانی به تعیین کاربری پروژه و تناسب زیربنای بخش های مختلف می نماید. این خدمات بخصوص برای کارفرمایان بخش خصوصی بسیار حیاتی و ثمربخش خواهند بود.

از قدم های اصلی در مرحله مطالعات، بازدید از سایت پروژه است. هر سایتی چه به لحاظ موقعیت جغرافیایی و عوارض طبیعی زمین و چه به لحاظ شرایط پیرامونی و جو حاکم بر آن، از شرایطی منحصر به فرد برخوردار است. در واقع هر پروژه ای، دارای شرایط زمانی و مکانی مخصوص به خود، و نتیجتا شخصیتی یکتاست. این نکته همان تفاوت موجود بین هنر و صنعت است که در صورت توجه به آن، طرح معماری، از کپی برداری مصون خواهد ماند.

به لحاظ عملکردی، کارفرما به تعدادی فضای معین نیاز دارد که با جانمایی آنها در محدوده ای تعیین شده، جوابگوی نیازهای تعریف شده برای پروژه باشند. در این میان قطعا حلقه های مفقوده ای نیز وجود دارند که از دید کارفرما مخفی می مانند. حال طراح بر اساس تجربه و با اتکا به دانش حرفه ای خود، لزوم گنجاندن آنها را در میان فضاها، جهت تکمیل ارتباط مابین فضاها و حصول نیازهای عملکردی، برای کارفرما بازگو می کند. آنچه از نتیجه این تبادل افکار حاصل می شود، برنامه فیزیکی طرح است که مشتمل بر ریز فضاهای مورد نیاز و متراژ تقریبی آنهاست.

مرحله طراحی

بر اساس جمیع اطلاعات گردآوری شده در خصوص پروژه و همچنین تجربیات طراح پروژه، کانسپت طرح در ذهن معمار شکل می گیرد. و در روند طراحی، این کانسپت به ایده ای معمارانه جهت خلق فضای معماری مبدل می شود.

کانسپت طرح می تواند کاملا انتزاعی و یا کاملا عملکردی باشد در هر حال، کانسپت، عاملی است جهت ایجاد وحدت و یکپارچگی که در تمام مراحل طراحی حضور داشته و در تمام جزییات پروژه قابل درک است. در واقع به نوعی روح حاکم بر طرح محسوب می شود. هر اندازه که طرح دارای کانسپت منسجم تری باشد، در روند تکمیل و یا تغییر آن کمتر معضلی پدید می آید.

پس از گردآوری اطلاعات مورد نیاز طرح و بر اساس یک ایده جامع، جهت جوابگویی به عملکرد پروژه، باید نحوه سازمان دهی فضایی طرح توسط معمار پایه ریزی شود. نوع سازمان دهی فضایی و ریز فضاهای موجود در برنامه فیزیکی و تعریف چگونگی ارتباط بین آنها، منجر به تهیه دیاگرام فضایی طرح می گردد که بیانگر ارتباط متقابل فضاها در راستای شکل گیری پروژه است.

طراحی معماری

بی تردید حساس ترین و پر چالش ترین بخش در فرآیند طراحی معماری، تبدیل ایده به فرم است. این مرحله همان خلق اثر است. نحوه تبدیل ایده به فرم به عوامل گوناگونی بستگی دارد که از آن جمله می توان از کانسپت پروژه، تجربه طراح و مجموع فرم هایی که رد پایی در ذهن طراح برجای گذاشته اند، نام برد. معمولا جرقه اولیه شکل گیری فرم در یک لحظه زده می شود ولی تکمیل و تطبیق آن با ایده های معماری از یک سو و با عملکردهای مورد نیاز پروژه از سویی دیگر، فرآیندی زمان بر است و مهمترین نقش را در ادامه روند تکمیل طرح بازی می کند.

در مرحله خلق فرم، بر اساس درک و تجربه مهندس معمار از مباحث سازه ای، تاثیر متقابل سازه و معماری بریکدیگر مدنظر قرارگرفته و هر چه دانش معمار در این حوزه بیشتر باشد، ایده سازه ای پروژه بیشتر پرداخته می شود. گاهی نیز با تاکید مضاعف بر ساختار سازه ای، فرم معماری بر اساس قواعد سازه ای شکل می گیرد.

تکمیل طرح و ساخت پروژه

 پس از پیدایش حجم پروژه و طی مراحل طراحی اولیه، با لحاظ مباحث سازه ای و توجه به نکات تاسیساتی، همزمان با تهیه نقشه های سازه و تاسیسات مکانیکی و برقی، طرح معماری نیز کامل تر شده و بسوی اجرایی شدن پیش می رود. از خصوصیات مرحله فاز 2 یا همان تهیه نقشه های اجرایی، تغییرات ناگزیریست که بالطبع نقشه های معماری را نیز دستخوش تحول قرار می دهند. اما نکته حائز اهمیت آن است که هر چه فرآیند طراحی اولیه با پایبند بودن به کانسپت طرح، با تامل و تفکر بیشتری انجام شده باشد و مباحث سازه ای و تاسیساتی نیز در جایگاه خود مورد توجه قرار گرفته باشند، اعمال تغییرات در مرحله فاز 2 سهل تر بوده و تطبیق آنها با طرح، معضلات کمتری را در پی خواهد داشت.

طراحی معماری

در مرحله اجرا و ساخت نیز، تغییرات جزء لاینفکی از پروژه های ساختمانی به شمار می آیند. طرح از لحظه خلق تا تکمیل طراحی، فاز 2 و سپس اجرا مرتب دستخوش تغییراتی می شود که با نگاهی جامع و بر اساس ایده ای واحد، می توان این تغییرات را در جهت تکمیل و رفع نواقص پروژه بکارگرفت. با حاکم بودن کانسپت و ایده به عنوان روح طرح و با نظارت مستمر طراح از لحظه خلق تا تکمیل ساخت، پروژه همچون روحی در کالبدی متغییر به کمال می رسد. حال آنکه در صورت عدم حضور طراح در مرحله ساخت و عدم تبعیت از ایده های اولیه، شاید دیگر چیزی از آن مخلوق نخستین باقی نماند.

اهمیت روش طرح و ساخت از دیدگاه معماری و با ذهنیتی پروژه محور، در مطلب فوق هویداست. جدا از مزایای مختلف روش طرح و ساخت که در مباحث مرتبط با پیمان ، کنترل پروژه و کاهش هزینه های اجرا، قابل بحث است، با توجه به اهمیت جایگاه پروژه به عنوان مخلوق فرآیند معماری، بی تردید این روش مناسب ترین راه جهت خلق آثار با ارزش و ماندگار معماریست. در این روش جایگاه طراح و سازنده، به جایگاه خالق مبدل می شود.

WHSTRUC © Copyright 2011,All Rights Reserved